- درباره سابقه حضورتان در خاورميانه بگوييد.
اولين حضور من در خاورميانه بعد از كره بود. من در كويت بازي كردم بعد به فيليپين و دوبي رفتم.
-چند سال پيش؟
حدوداً دو سال قبل. از آن به بعد هر سال من به يك تيم آسيايي يا عربي پيوستم و يا در هر دو تيم بازي كردم.
-اولين نكتهاي كه در مقايسه بسكتبال آمريكا و آسيا به نظرتان ميآيد چيست؟
اين دو از نظر تكنيكي و فني تفاوتهاي زيادي دارند، مخصوصاً در سرعت بازي اما همين نكته باعث جذابيت بازي ميشود. آشنايي با يك فرهنگ جديد و ارتباط با مردمي كه تا به حال اصلاً با آنها نبودهام، تجربه بسيار با ارزشي براي من است.
-چه تفاوتهاي فني وجود دارد؟
بازيكنان آمريكايي بسيار بزرگ تر و به اصطلاح ورزشكارترند. آنها احساس متفاوتي در مورد بازي دارند اما شما در يك بازي از تمام انرژي خود استفاده نميكنيد.
-با اين وجود بازي در خاورميانه براي شما سخت نيست؟
نه، اصلاً من عاشق بسكتبال هستم و اين دقيقاً همان حسي است كه درون زمين دارم. موردي كه به آن اشاره كردم فقط قسمتي از احساس يك مسابقه بود كه ممكن است با توجه به جايي كه در آن بازي ميكنيد متفاوت باشد. من وقتي در لهستان، كره يا آمريكا بازي ميكنم احساس يكساني ندارم اما وقتي عاشق بسكتبال باشيد فقط از آن لذت ميبريد.
-هر كشوري خصوصيات و فرهنگ خودش را دارد. آيا براي شما جالب است كه نوع جديدي از زندگي را در كشورهاي مختلف تجربه كنيد؟
البته، من آدم خوش سفري هستم و اين تجربه بزرگي براي من است. وقتي در كشوري با برخورد و رفتار خوبي مواجه ميشوم ديگر جايي براي نگراني نيست.
-بازيكنان آمريكايي حاضر در خاورميانه دو گروه هستند. يك عده ميخواهند بيشتر در خانه باشند و استراحت كنند و گروه ديگر علاقه زيادي به ايجاد ارتباط و پيدا كردن نكات تازه دارند. شما جزو كدام دسته هستيد؟
هر دو گروه. در اين مورد كاملاً خنثي هستم. من ميتوانم هر دو كار را انجام دهم.
-آيا قبل از اينكه به ايران بياييد تصور خاصي از اينجا داشتيد؟
نه. شما از اخبار با اطلاع هستيد. تصويري كه در رسانهها از ايران در اذهان ساخته شده كاملاً منفي است اما من هيچ گاه به اين موارد توجه نكردم چون اولين حضور من در كويت بسيار خوب بود. همه چيز در آنجا خوب پيش رفت. با اين حال سخت است كه با شرايطي كنار بيايي كه همه چيز وابسته به مسائل سياسي است.
-ميزباني ايران در هجدهمين جام باشگاههاي آسيا چطور بود؟
بسيار مؤدبانه و مفيد. خيلي جالب بود. من اين فرصت را هم داشتم كه به شهر بروم و چيزهاي متفاوتي را ببينم. من حتي يك بار به پارك رفتم، همه چيز واقعاً جالب بود.
-از بازي مقابل صبا خوشتان آمد؟
جذابترين بازي تورنمنت بود چون اگر ما ميبرديم يك پاي فينال بوديم. مسابقه بسيار سختي بود. من از داوري يا مسائل ديگر گلهمند نيستم فقط اينكه بازي در اختيار صبا بود مرا ناراحت ميكرد!
-درباره سطح بازيها چه نظري داريد؟
متوسط بود. مسابقات آن طور كه بايد برنامهريزي نشده بود چون دو تيم در آخرين لحظه انصراف دادند و يك گروه با 5 تيم تشكيل شد و گروه ديگر با سه تيم.
هر بازي سه داور دارد كه در اينجا فقط 2 داور بازي را اداره ميكردند. دليل اين موضوع هم اين بود كه داوران زيادي به تهران نيامده بودند. من در دو تورنمنت قبلي هم بازي كرده بودم كه معتقدم سطح بازيها بسيار بالاتر بود. رشد فرهنگي بسكتبال در حالي كه تحت تأثير مسائل سياسي قرار دارد بسيار كم است.
-حالا بالاخره شكست را قبول كرديد؟
نه، ولي چه كار ديگري ميتوانم انجام دهم؟
-نظر شما درباره صباباتري چيست؟
يك تيم با يك مربي بزرگ. اولين باري بود كه مقابل آنها بازي ميكردم. مربي كارش را به خوبي انجام داد و بازيكنان هم مثل او موفق بودند.
-دو تيم ايراني خواهان به خدمت گرفتن شما در فصل آينده هستند. آيا علاقهاي به حضور در ايران داريد؟
تعداد كمي از تيمها با من تماس گرفتهاند اما هنوز تصميم خاصي نگرفتهام. الان زمان استراحت من است و به زودي به خانهام بر ميگردم. اگر تيمي واقعاً مرا ميخواهد، ميتوانيم درباره آن صحبت كنيم.
-نمايش خوبي با صباباتري داشتيد، آيا همين طور بود؟
من وظيفهام را انجام دادم. من گاردرأس هستم و بايد تيم را هدايت و كنترل كنم. من بايد اين امكان را مهيا كنم كه تيم به پيروزي برسد.
-گفتيد حاضر به مذاكره با تيمهايي هستيد كه شما را بخواهند. اگر پيشنهادي از يك تيم ايراني داشته باشيد، فصل آينده چه كار ميكنيد؟
من مشكلي با اين قضيه ندارم. تا زماني كه امنيت براي من برقرار باشد ارتباط خوبي با شرايط و تيمم برقرار ميكنم. اين يك احساس است و من حس بدي اينجا ندارم.
-و حرف آخر؟
لحظات زيبايي را در ايران داشتم. بايد ببينم چه پيش ميآيد...